تبليغاتX
<-به نام آنکه عشق افرید..سلام..->

فصل تازه کتابم قصه دلبر و دیوه


فصل آدم و حوا است "دل سپردن به یه میوه


همگی ادم و هوا "همه مثل دیو میمونیم


دنیا رو دلبری کردیم که میخوایم پیشش بمونیم


دلا رنگش شده مشکی"بدیا رنگ گل یاس


بدی ها بازم یه سیبه که تویه دستایه حواس


دستامون اگر چه نزدیک "دلامون فاصله داره


رشته محبتامون با اشاره میشه پاره


تویه قصه ها میگفتن بعد هر"سرما بهاره


قصه گو کجاست ببینه دنیامون بهار نداره


شهر من شهر غم و درد"اینجا چشما همه خیسه

قصه چشمایه خیس وکی میتونه بنویسه؟؟؟


تو هزارو یک شب من قصه گو نیا دوباره


نگو از قصه شهری که تو اون بدی نداره


بگو از قصه آدم "قصه حوا و سیبا


قصه گو نگو دروغی "دیگه قصه هایه زیبا...!!




.........................با تشکر از خانم م . مهمدی.............
tanks fo
Mrs.M.MOHAMADI



نوشته شده در تاريخ سه شنبه نهم تیر 1388 توسط rasool
درباره وبلاگ
به عشق آنی که مرا آفرید
.
.in the name of king world
.
و فقط همین است که می ماند...
آرشيو مطالب
پيوندهاي روزانه


Blog Skin